چه خوب مي شد اگر غم، سراب شود
مــيــان قـطــره و دريـا، خـراب شــود
عـذاب بودن و مانـدن، عـذاب تنـهايي
چه خوب مي شد اگر عشق، كباب شود
چه درد بي شرفي است اين فراموشي
چه خوب مي شد اگر خنده، انتخاب شود
درون سينه ي من دل، مثال ماهي حوضي
چه خوب مي شد اگر دل، حرام شود
مسيح ظهور كند باز، خدا به كعبه بيايد
چه خوب مي شد اگر مهر، باب شود
حديث ليلي و مجنون، روايت فرهاد
چه خوب مي شد اگر شيخ، مجاب شود
جنوب شرقي ديدار، هواي باراني
چه خوب مي شد اگر فكر، حباب شود
هوا هواي بهار است، هواي خانه تكاني
چه خوب مي شد اگر خانه، انقلاب شود
شبيه گريه نيامد، سراغ غربت اين دل
چه خوب مي شد اگر شعر، جواب شود
چه خوب مي شد اگر غم، سراب شود
مــيــان قـطــره و دريـا، خـراب شــود
عـذاب بودن و مانـدن، عـذاب تنـهايي
چه خوب مي شد اگر عشق، كباب شود
چه درد بي شرفي است اين فراموشي
چه خوب مي شد اگر خنده، انتخاب شود
درون سينه ي من دل، مثال ماهي حوضي
چه خوب مي شد اگر دل، حرام شود
مسيح ظهور كند باز، خدا به كعبه بيايد
چه خوب مي شد اگر مهر، باب شود
حديث ليلي و مجنون، روايت فرهاد
چه خوب مي شد اگر شيخ، مجاب شود
جنوب شرقي ديدار، هواي باراني
چه خوب مي شد اگر فكر، حباب شود
هوا هواي بهار است، هواي خانه تكاني
چه خوب مي شد اگر خانه، انقلاب شود
شبيه گريه نيامد، سراغ غربت اين دل
چه خوب مي شد اگر شعر، جواب شود
پ.ن: خيلي خيلي ممنونم از "سپيده مختاري" به خاطر مجموعه غزل "مادر پرنده خواست" كه باعث شد بازم يه چيزي شبيه به شعر بنويسم
پ.ن: كسي نمي تونه به من بگه فراموش كن... هر كسي مختاره چيزهايي رو از زندگي با پاكن پاك كنه يا حداقل با لاك كم رنگ كنه و من يا هر كس ديگه اي نمي تونه با حالت دستوري بهش بگه اين كار رو بكنه يا نه...
پ.ن: دوست عزيز؛ يه وقتهايي خيلي بيشتر رنجيدم... يه وقتهايي خيلي بيشتر دلم گرفت... يه وقتهايي خيلي بيشتر آرزوي مرگ كردم وقتي ديدم رفتار ديگران با من چيه... فراموش نكردم ولي ياداوري هم نكردم.... جواب ندادم وقتي فقط جواب گرفتم... طعنه نزدم وقتي فقط كنايه شنيدم....(اينا رو نگفتم كه چيزي يا حرفي يا عملي رو توجيه كنم... اينها رو گفتم چون خيلي وقته روي گلوم باد كرده... خيلي وقته نمي تونم فراموش كنم) شاد باش
پ.ن: مي دونم ممكنه هيچ وقت نخوني ولي تا امروز همه ي نوشته ها براي تو بود... اين هم تقديم به تو