موزیک آنلاین
آمار بازدید کنندگان
![]() | امروز | 12 |
![]() | دیروز | 37 |
![]() | کل بازدیدها | 13503 |
جستجو
| دیوانه ام! |
|
|
|
| نوشته شده توسط Administrator |
| دوشنبه ، 30 خرداد 1390 ، 13:56 |
|
دوباره لرزه بیفکن به جان کوه دلت سیاوشی شو و بشکن، حصار نام دلت صبور، چشم خمارت، ببوس جام شراب عنان ز کف نسپار و بشین کنار دلت اگر زمین دهنش باز شد دوباره بخند تو انتهای زمانی، بمان برای دلت به جوشنت بنشین و بتاز به دشت کبود بتاز که راهی نمانده، بتاز به حسن دلت بگیر دامن باران، جنون بده بر باد بخوان حدیث نبودن برای گوش دلت تویی که در همه عالم علاج غم نمی دانی بپوش رخت عزایی برای حکم دلت دخیل مبند بر ضریحی که عاشقت کرده به کاش های شده، بزن نشان دلت تمام مردم دنیا، اگر به هم سازند تو از همه دیوانه تر، بچرخ دور دلت اگر که قافیه دل شد به بازی هستی به پیک اولت ای کاش، بمیرد آس دلت نهان مکن ز کسی، هنوز هم تو تنهایی بگو که دل آرام گیرد به ساز کوک دلت خراج بادیه چند است؟ رفیق سیری چند؟ هر آن دمی که طبیبی، بیا به سوی دلت کنار خلوت تنهاییت قدم زدند اما به سود خود نگرند و عذاب خواب دلت غریبه باش و غریبه بمیر ز جور فلک به گرگ و میش واقعه مسپار، عنان بام دلت
پ.ن: این ماله چند هفته پیشه... هیچ ربطی هم به حال و احوال امروزم نداره. پ.ن: مرسی واسه اینکه امیدوارم کردی که مطمئن بشم که زنده ام، که هنوز کسی هست.! |












